اين ملت همان ملتى است كه اين انقلاب عظيم را به پيروزى رسانده، اين نظام مستحكم و باعظمت را شالوده‏ريزى كرده و سى سال با قدرت، او را حفظ كرده. اين آنچنان ملتى است، اين آنچنان ايمانى است، اين آنچنان عزم راسخى است.

دیروز وقتی می خواست م یادداشت روزانه ی اینجا ایران را توی وبلاگ بگذارم اتفاق جالبی افتاده بود که البته خیلی ها را از آن باخبر کردم. پرشین بلاگ فیلتر! شده بود و خیلی برای م عجیب بود.

اما تحمل نداشت م که بمانم تا اینکه دوستان با رایزنی فک فیلتر کنند. لذا وبلاگ جدیدی دائر کردم به نام ابابیل که هگر هیچ حسنی نداشته باشد، مرا از دو وبلاگی نجات داده است. و من بعد همه ی نوشته هایم را همانجا مجتمع خواهم کرد.

البته تا زمانی که فیلتر شود.

بعدالتحریر:

برای سحر بیدار شدم. سیدمحمد اس ام اس فرستاده بود که "پرشین بلاگ را خدا آزاد کرد" نوشت م: حدس می زدم، اما چه فایده؟ من دیگر اسباب کشی کرده ام.

بعدتر از تحریر:

این نوشته با شاید اندکی تغییر در پنچرگیری انقلاب هم خواهد رفت!

یا علی

http://ababeel.wordpress.com/

نگارش در تاريخ چهارشنبه ٢٥ شهریور ۱۳۸۸ توسط محمدمهدی امجد | نظرات()

امروز بخاطر کاری که شرح ش را در روزهای آینده خواهم نوشت مجبور به متر کردن!!! دانشگاه شدم. سختی و برو بیا های بی خود و بی فایده و عبسی که سیستم دانشگاه برای ارباب رجوع می تراشد را که کنار بگذاریم نفس تدبیر مدیریت این مجموعه هم ئر حد خود جز شاهکارهای بینظیر در نظام آموزشی خواهد بود.

الا ای حال ما که شاکی نیستیم! خدا هم شاکی نباشد. تا توانستیم هم درود و رحمت!!! و مغفرت بر اجداد و اسلاف دوستان و بزرگوارانی که با متانت و دلسوزی کار انجام نمی دادن فرستادیم.

ما که هستیم خداوند جل و علی غرق رحمت شان گرداند.

ان شاالله

بعدالتحریر:

آثار خستگی و غیره و ذلک بود، شما جدی نگیرید، هرچند بخاطر چار! خط اراجیف کسی را پای دار نمی برند اما با توبه نامه ای هم می شود دنیا و آخرت! را حفظ کرد. اهل ش دانند.

نگارش در تاريخ یکشنبه ٢٢ شهریور ۱۳۸۸ توسط محمدمهدی امجد | نظرات()

بالاخره صالح هم خراب شد! خیلی نمی دانم چه بگویم. ولی در همین حد: که صالح هم وبلاگی شد. یعنی نمی دانم از روی کنجکاوری یا هرچه... وبالگ زد. البته بجز پیام خوش آمد پرشین بلاگ هیچ مطلب دیگری در آن نبود که همان ار هم امروز صبح پاک کردیم، که پاک اک باشد!

البته امیدوارم این پاکی زیاد طول نکشد و وبلاگی در حد یک وبلاگ نویس مسلمان از آن بیرون بیاد.

هرچند که این ها همه منوط به گذشت زمان است. تا خدا چه خواهد و چه پیش آید.

نگارش در تاريخ شنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸۸ توسط محمدمهدی امجد | نظرات()

یا ایها العزیز مسنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاعه مزجاه فافوا لنا الکیل و تصدق علینا ان الله یجزی المتصدقین

 

و حال این سخن برادران یوسف بود که هر قدر ناچیز اما بضاعت اندکی داشتند، ما چه؟ که بی بضاعتیم.

یا ایها العزیز!

به ما صدقه عطا فرما که نیازمندانه به آستان ت رو می آوریم.

نگارش در تاريخ جمعه ٢٠ شهریور ۱۳۸۸ توسط محمدمهدی امجد | نظرات()
یک خانم سرطانی منتظر دستهای خیرخواه شما است

چند وقته که یه بنده خدایی از من کمک خواسته؛ خواهرش دچار سرطان سینه شده و در روند درمان، نیاز به تزریق 4 آمپول داره که هر کدومش 2 میلیون و 500 هزار تومن خرج داره؛ یعنی این بنده خدا به 10 میلیون برای درمان نیاز داره

بنده حقیر از چند وقت پیش یه تلاشهایی توی دولت انجام دادم که بتونم برای این بنده خدا کمک بگیرم اما تا حالا تلاشهام به نتیجه نرسیده و شاید هم توی بروکراسی اداری گیر کرده باشه و این داره باعث از دست رفتن زمان میشه ...

از اون بنده خدا اجازه گرفتم که توی این ایام عزیز از مخاطبای اینترنتی کمک بگیرم؛ از کسانی که افرادی رو برای کمک به این بنده خدا می‌شناسن، درخواست میکنم که این موضوع رو به اونا اطلاع بدن و یا توی وبلاگهاشون بذارن و از کسانی که آمادگی و توانایی این اقدام خیرخواهانه رو دارن هم دعوت میکنم که از طریق کامنت همین مطلب پیگیر بشن تا به اون بنده خدا مرتبطشون کنم  

منتظریم ... تا هرچه خدا خواهد 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/18ساعت 11:21  توسط حامد طالبی

به نقل از خبرنگار مسلمان

اینجا ایران:

خدایا با دست های خالی زیر بارم، اما تو را به این شب های عزیز و این لیالی مقدس و مبارک، تو مگذار. هیچ ندارم که بخواهم ارزانی ات کنم و شفای بیمار مسلمانی را از تو طلب کنم و فقط تو را سوگند می دهم به عزت و جلال ت. به بزرگی ات که از هرچه گناه عظیم تر و از هرچه اراده استوار تر. به حق خودت یا ارحم الراحمین.

نگارش در تاريخ پنجشنبه ۱٩ شهریور ۱۳۸۸ توسط محمدمهدی امجد | نظرات()

از بعد انتخابات شاید هم از قبل ش، منتظر این دیدار با مقام معظم رهبری(دام ظله علی رئوس المسلمین) بودم. می دانست م آقا سخنانی خواهند داشت که مثل همیشه معیار را به دست مان خواهد داد. دعوت کردن دولت به تحمل تخریب ها، کار برای خدا، قانون گرایی، عرصه فرهنگ و...

دکتر احمدی نژاد در روزی که کابینه اش رای اعتماد از مجلس گرفتند، ساعت 4 بعد از ظهر جلسه ی هیئت دولت را تشکیل داد . بعد از آن هم در پاستور کابینه و خوانواده شان را افطار مهمان کرده بود. در این میان تنها خانواده ای که حضور نداشتند همسر و فرزندان رئیس جمهور بود. در حین مراسم دکتر به سراغ خانواده ها و وزرایش می رود و پس از تبریک، از آنها می خواهد که کم تر انتظار از همسران شان داشته باشند، چرا که آنان خود را باید وقف کار کنند. کاری که خود دکتر در این چهار سال انجام داد و برای چهار سال آینده هم از خانواده های وزرایش چنین تقاضایی داشت.

تذکری که به نظر من ظریف تر از مابقی فرمایشات حضرت آقا آمد این بود که ایشان فرمودند: "و آخرین مطلب هم این است که - همین طور که عرض کردیم - عدالت صرفاً در اقتصاد نیست؛ در همه‏ى امور بایستى انسان از خداى متعال بخواهد که عادلانه عمل کند؛ با خودش هم انسان با عدالت رفتار کند؛ با نزدیکانتان با عدالت رفتار کنید؛ با زن و فرزندتان با عدالت رفتار کنید. گاهى بعضى از مسئولین دیدیم آنچنان غرق در کار میشوند که یادشان میرود از وجود همسرانشان و فرزندانشان؛ و این ضایعاتى را درست میکند. یعنى اینجور نیست که ما پاى تعارف باشد، بگوئیم: آقا ! خواهش میکنیم بیشتر شما به خودتان برسید، شما هم بگوئید نه، اشکال ندارد. اینجورى نیست. این یک تکلیفى است که انسان بایستى همسرش، فرزندانش، خانواده‏اش و کانون خانوادگى را حفاظت بکند. «قوا انفسکم و اهلیکم نارا وقودها النّاس و الحجارة»؛(7) خودتان و اهلتان را حفظ کنید. یعنى در کنار خود انسان ذکر شده. خداى متعال به پیغمبرش فرمود که: «و لا تجعل یدک مغلولة الى عنقک و لا تبسطها کلّ البسط»؛(8) نه دستهایت را به گردن خودت غل و زنجیر کن - یعنى امساک بیش از حد. معنایش امساک بیش از حد است - نه این کار را بکن؛ و نه «تبسطها کلّ البسط»؛ بکلى بازِ باز کن. یک وقت انسان دستش را جمعِ جمع میکند، یک وقت بازِ باز؛ نه، هیچکدام از اینها نباشد. منظور این است که در امور مادى و مالى و اقتصادى، نه مشت بسته داشته باش، نه ولخرجى داشته باش. به پیغمبرش خداى متعال اینجورى سفارش میکند. «و الّذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و کان بین ذلک قواما»(9) - آخر سوره‏ى فرقان - یعنى میانه‏رو در همه‏ى امور. انسان از افراط و تفریط باید بپرهیزد."

تذکری از جنس عدالت، به دولتی با گرایش عدالت محور، نکته ای است که معمولا اهالی سیاست زده زیبایی معنویت ش را درک نمی کنند.

نگارش در تاريخ پنجشنبه ۱٩ شهریور ۱۳۸۸ توسط محمدمهدی امجد | نظرات()

الهی ان کان قدنا اجلی و لم یقربنی منک عملی، فقد جعلت الاعتراف الیک بذنبی وسائل عللی، الهی ان عفوت فمن اولی منک بالعفو، و ان عذبت فمن اعدل منک فی الحکم، ارحم فی هذه الدنیا غربتی، و عند الموت کربتی، و فی القبر وحدتی، و فی اللحد وحشتی...١

خدایا

مرگ م نزدیک است و عمل م مرا به تو نزدیک نکرده است... خدایا در این سه شب قدر توفیق ده که با اعتراف به گناهان م در نزد تو واسطه ی پشیمانی و بخشش خود را فراهم آورم.

خدایا

گناهان م بسیار است و پرده پوشی های تو مرا در میان مردم آبرو داده، که اگر نبود ستارالعیوبی ات دوستان و آشنایان و نزدیکان حتی زیر تابوت م را نمی گرفتند.

خدایا

مرا ببخش. آرزوی لطف و مرحمت دارم از درگاه ت اما هیچ توشه ای به دست م نیست جز گناهان بسیار و بی شمار. یا الهی، به بزرگی ات سیاهی اعمال م را بپوشان و هیچگاه چنان که تاکنون چنین نکرده ای آبروی م را مریز.

الهی و ربی من لی غیرک

١. فرازی از دعای ابوحمزه

نگارش در تاريخ چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۸ توسط محمدمهدی امجد | نظرات()
درباره وبلاگ
موضوعات
 
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
نويسندگان
صفحات جانبي
پيوند ها



قالب وبلاگ