دل م می خواهد گوشه ای بنشین م زار زار گریه کن م. شاید سبک شوم. شاید تا حالا هیچ وقت به این اندازه بغض خفته نداشته ام و شاید تا حالا هیچ وقد این قدر مشتاق گریه نبوده ام.
غروب. نزدیکی های غروب بود که تصادف کردم. موتور سواری بی احتیاط و با سرعت تمام به طرف ماشین م آمد. ندیدم ش. زمانی که متوجه ش شدم خیلی دیر تر از آن بود که بتوان م ماشین را مهار کن م...
پرت شد. و موتور ش به زیر ماشین رفت. حضرت زهرا(س) نجات ش داد. هیچ اتفاقی برایش نیافتاده بود. فردا صبح ش که می خواستم بروم به بیمه برای تعیین خسارت موتورش و... علی زنگ زد. زنگ زده بود به گوشی همراه م. تازه نماز صبح را خوانده بودم. گفت عمو بیدار است؟ گفت م نه. از پدر -عمویم- پرسید چه کار کنم؟ گفت بیدارش کن. جوری که نگران نشود. تقریبا متوجه شده بودم. حزن سردی در صدای پدرم بود وقتی با عمو حرف می زد. مهدی زنگ زد به گوشی همراه پدرم و من گوشی را برداشت م. نمی دانم چرا یک لحظه پدرم را نگاه کردم. گوشی را که جواب دادم. صدای پدرم را شنیدم که استرجاع کرد. مو بر تن راست کردم. مهدی از سلام و علیک اول طفره رفت و گفت علی هرچه تماس می گیرد تلفن خانه را جواب نمی دهید. گفت م تلفن قطع است. علی به همرته من زنگ زد و با پدرم حرف می زند. مهدی راحت شده بود. گفت پس متوجه شده اید؟
گیج و منگ بودم. هم می دانست م هم نمی خواست م باور کن م. گفت م تقریبا... گفت مانده ایم چطور به پدرم بگوییم.
همسر عموی بزرگ م چند سالی بود که با سرطان دست و پنجه نرم می کرد. خیلی آب شده بود و زجر می کشید. چند شب پیش، در ایام فاطمیه، در بیمارستان گلستان دعوت حق را لبیک گفت...
سیاه نپوشیدم تا شاید باور م نشود و شاید کسی از خواب بیدارم کند. ولی...
بانوی مومن و متقی و بزرگواری بود. این فوت ش نیست که خیلی آزار دهنده است. بیش از هر چیز این تنهایی عمویم و فرزندان آخرش که سن زیادی ندارند. و محروم شدن ما از فیض حضور معنوی است.
دوست دارم گوشه ای بنشین م و زار بزنم.
خدایش بیامرزد
آمین
خدا رو شکر من هم از شر رسانه خلاص شدم. البته اندکی متعج م از این که چرا از این بیکار شدن خود خواسته این قدر خوشحال م. اما وقتی یاد قدر نشناسی های مهندی می افت م با اون همه اهن و تلپ ش...
خدا از ش بگذره هرچند که من نمی گذرم.
روز های اولی که وارد رسانه شده بود خیلی واسه م عجیب بود که می دیدم اونقدر حاشیه داشت. اوائل اون اتفاقات رو به آدم هاش نسبت می دادم و می گفت م این ها آدم های مشکل داری اند. لابد!
اما متوجه شدم انگار همه مشکل دارن! یعنی داشت به نظرم می اومد همه یه جوری مشکل دارن. اما این قدرت دفع رسانه بود که باعث این همه هدر رفتن نیرو ها می شد. خیلی ها از رسانه رفتند. و فعلا من آخرین شون م!
یکی از کسانی که روزای اول ورودم داشت می رفت گفت مواظب باش وسیله ی طمع خواهی کسی نشی! حدس می زدم. اما نمونه ی عینی ش رو ندیدم. تا این که بالاخره خود ش رو رو کرد.
کل رسانه رو راه انداخته برای ارضای شخصی و غرض و مرض هاش با این و اون. و این وسط خیلی ها رو بازیچه ی دست خودش قرار می ده.
خدا از سر تقصیرات همه مون بگذره.
البته برای مثل من کسی این جور رفتار محمود احمدی نژاد عادی و طبیعی بود. برای این که این بنده ی خدا از ورز اول ورود ش توی عرصه ی سیاست مخصوصا سیاست بین الملل قدرت دگرگونی فوق العاده ش رو نشون داده.
کسی که قبل از انتخابات ریاست جمهور نهم وقتی از ش پرسیدن ایران بعد از ریاست جمهور ی ت چه شکلیه؟ اولین چیزی که گفت این بود: قدرت اول منطقه!
البته اون موقع باور م نمی شد. اما دیدم در عرض یکی دو سال آبروی ایران رو که در عرض ٨ سال اصلاحات رفته بود با چه عزت و افتخاری برگردوند. و شاید به جرات بگم اولین رئیس جمهوری که توی عرصه ی بین الملل تونست به قانون اساسی عمل کنه شد.
وقتی توی ژنو با تمام ابهت و اقتدار و ایمان داشت حرف می زد به چندتا نکته ی جالب رسیدم. جدا از این که خوب تونست مدیرت بحران کنه و فوق العاده یک آشوب از قبل طراحی شده رو مصادره به مطلوب کنه. متوجه شدم نه خودش رو می بازه و نه عصبانی می شه. بعد کلی به خودم و کشورم و رئیس جمهور ش افتخار کردم. وقتی دیدم الهم عجل لولیک الفرج ش رو هم با یه تبسم پر از اعتماد و اطمینان داره می گه.
اما بعد به خودم نهیب زدم. هوی یارو! چی داری می گی؟ این فکرای اومانیستی چیه؟ احمدی نژاد کیه؟ اندیویدوالیته شدی؟ احمدی نژاد که سهله پدر جد بابا بزرگ احمدی نژاد هم اگه یه ذره توی ایمان ش لنگ بزنه و بی اعتقاد بخواد بره اون جا خود ملائکت الله لنگ ش می کنن. اینا فقط مصداق همون چیزیه که ٣٠ سال پیش توی این مملکت به وقوع پیوست و بعدها عمق اعتقاد مردم شد و گفتن:
چراغی را که ایزد بر فروزد
هر آن کس پف کند ریش ش بسوزد
احمدی نژاد نماینده ی یک اعتقاده که توی ٢تا دوره ی ٨ ساله یا بهتر بگم توی ۴ دوره ی ۴ ساله مجموعا ١۶ ساله ی سازندگی اصلاحات اخته شده بود.
حالا میر حسین و کروبی می گن این توهین به ملت ایران بوده!!!! بگن.
دیدگاهی که فهم انقلاب امام رو نداره خیلی بلا ها سر مردم و آرمان هاشون آورد. با روشنفکر بازی های مسخره ش. بماند.
اول باید موضع خودشون رو با امام و انقلاب و اسلام در مقابل غرب و استکبار روشن کنن. و الا بحث توهین که مساله ش حل شده س. کسی که مورد توهین قرار می گیره که دلیل بر عدم حقانیت ش نیست. و الا حضرت رسول(ص) هم اون همه توهین به ش شد.
پس؟؟؟
خدا عاقبت بخیر مون کنه
